☆★✧☆★نــَـزاردُنــــیارودیـوونــه کُنَ

مطالب مرتبط با «boro» در ☆★✧☆★نــَـزاردُنــــیارودیـوونــه کُنَ | نویسنده: بهراد رضوانی

boRo

  • توی زمان خاصی اززندگیت یه سری آدمامیان که میشن دوست,رفیقت,عشقت خب حالااین آدما اومدن یه تایمی رو باهاشون میگذرونی بهشون محبت می کنی اوناهم همین طور خاطره های خوبی روباهم میسازین ولی بلاخره اون آدمامیرن ... اصن آدمامیان که برن دلیل نمیشه کساییو که دوسشون داریم همیشه پیشمون باشن اینجاست که میگیم موقع رفتنه وتونمی تونی کاری کنی چون حتمایه چیزی عوض شده که به این مرحله رسیدین یااون حس میکنه بهت دیگه احتیاج نداره .. _سعی نکردی برگردونی کسیو ؟ +نه اشتباهه ,کسی که رفته رونمیشه برگردوند .. چون وقتی برمی گرده دگه اون آدم سابق نیست پس بهتره بذاریم همیشه باهمون ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    borosilicate glass | borough market | borowitz report | boron element | borough definition |