دِ مگه بت نمیگمـ بادست بامن صحبت نکن ؟
میون عروده هاوقسمای مادرمـ حلالمـ کن .ـاگ دیگ برنگشتمـ
قرارمون این بودتکیه گاه بمونی ؛
ولی نه موضـوع گریه های هَرشب ..
_عشقـمودارزدمـ
#عشقمودارزمـ
_لعنت به هردومون،که واسه توزارزدمـ..
بزاربگن سنگدل بود،ولی روزی روزگاری جای سنگ دل بودɟ
گل پسـرحتی نتونستی ثابت کنی:
مردکیه،کوه کیه،تکیه گاه کیه ..
هنوز mikhametامادیگ دیره،نگوجدایی کارتقدیـره؛
گذشتن ازگناهت آسون نیست،کسی ک عاشقت بودداره میـره .ـ
خدا،خـدا،خـــدایااگربه کامـ من،جهان نگردانی،جهان بسوزانمـ.ـ..
اگرخدا،خـدا،خـــدایامرابگریانی،من آسمانت رازغمـ بگریانمـ...
هرگز،هـــرگز،هــــــرگز ..
برچسب:
نویسنده: بهراد رضوانی